ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
231
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خوارزمشاه را شنيد ، دستور داد تا سه روز نوبت زدن يعنى طبل نواختن به نام او را موقوف كنند و با وجود اين كه ميان او و علاء الدين تكش دشمنى و جنگ بود به سوگوارى او نشست . اين كار نشانه خردمندى و مردانگى او بود . هنگامى كه هندوخان در خراسان گروه بسيارى را گرد آورد ، عموى او ، سلطان محمد خوارزمشاه ، لشكرى به فرماندهى چقر تركى ، به سركوبى او فرستاد . هندوخان همين كه خبر حركت ايشان را شنيد ، از خراسان گريخت و پيش ملك غياث الدين رفت و از او براى جنگ با عموى خويش يارى خواست . غياث الدين از آمدن او شاد شد و ديدارش را گرامى داشت و تيولى برايش معين كرد و وعده داد كه او را يارى كند . هندوخان كه اين پذيرائى گرم را ديد ، در نزد غياث - الدين ماند . امير چقر داخل شهر مرو گرديد . در آن جا مادر هندوخان و فرزندانش به سر مىبردند . امير چقر بر آنان چيره شد و اين موضوع را به سرور خويش ، سلطان محمد ، اطلاع داد . سلطان محمد دستور داد كه آنان را با كمال احترام به خوارزم بفرستد . ملك غياث الدين وقتى شنيد كه امير چقر به مرو تاخته ، براى محمد بن چربك ، صاحب طالقان ، پيام فرستاد و به دو دستور داد تا كسى را نزد چقر بفرستد و تهديدش كند . محمد بن چربك نيز چنين كرد و از طالقان به راه افتاد و